محمد باقر النجفي

21

مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )

جاى اين سؤال وجود دارد كه چرا در اين آيه تعبير شده است : و قاتلوهم ؟ مگر دشمنان چه كرده‌اند كه بايد با آنان مقاتله كرد ؟ در سه آيهء قبل از آيهء مزبور آمده است : وَ قاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقاتِلُونَكُمْ . نظير آن را در سورهء انفال آيهء 39 مىخوانيم : وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ . . . ولى فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ بِما يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ . نتيجه مىگيريم كه اين آيه‌ها ، از زمرهء آيات دفاع است ؛ هم به دليل جملهء ( به كشتار « يُقاتِلُونَكُمْ » شما پرداخته‌اند ) و هم به اعتبار بكارگيرى تعبيرِ « از بين رفتنِ فتنه » . پس فتنه‌اى رخ داده و آثار آن ، حيات مردم را تهديد كرده است . در اين حال ، دعوت صالحان بىنتيجه مانده است و راهى نمانده جز پذيرش مرگ ، به غارت رفتن ، گمراهى و جهل ؛ يا دفاع از خود ، از علم و معنويّتى كه انسان را تعالى مىبخشد . بد نيست در باب مفهوم « فتنه » تأمّل بيشترى مبذول داريم : مؤلّفان كتبى كه دربارهء مفردات و وجوه قرآن نوشته‌اند ، گفته‌اند كه واژهء « فتنه » در هر آيه‌اى به معناى خاصّى است و مجموعاً آن را در پانزده وجه تعريف كرده‌اند : شورش ، شرك ، كفر ، عذاب‌كردن ، كشتن ، سوزاندن ، گمراه‌شدن ، ديوانه‌شدن ، خطا و بزه ، ناسپاسى و گمراهى ، آزمايش و وسوسه و انديشه‌هاى بد . جمع « فتنه » ، فتَن است كه به گفتهء بخارايى در التمستخلص : « سوختن و در رنج افكندن » است . پس از بررسى تعريف‌هاى لُغوى به تفاسير مراجعه كردم و ديدم همگان معنى فتنه را در آيه‌هاى يادشده « بت‌پرستى » دانسته‌اند . به خود گفتم كه آيا صِرف شرك و بت‌پرستى ، مستوجب قتل است ؟ به نظر مىرسد پاسخ ، منفى باشد . مرحوم علّامه در الميزان گر چه فتنه را بت‌پرستى دانسته است ؛ ولى از كلام او مىتوان فهميد كه شركِ مورد نظر از نوع خاص و حادّ بوده است :